متفرقه...
وقتی بابا دفتر حساب کتابشو باز میکنه,تا شروع میکنه به نوشتن,علی آقای گلمم شروع میکنه به از سر و کله باباش بالا رفتن



اینم از کتاب خوندنت




این پازل و یه مدت پیش واست خریدم اول نمیدونستی بازیش چجوریه یه بار که یادت دادم دیگه تند و تند همه رو خودت میچینی
البته اگه سر لج با مامان نیفتی مثل عکس آخریت,فقط چشماتو ببین

هر وقت میخوام عکس بگیرم اگه فلش /وشی یا دوربین روشن باشه قیافه ی شما هم اینجوری میشه موش موشکم


و اما عکس آخر.....
اینجا هم با نیکا دختر همسایمون هستی بعضی وقتا صبح یا عصر میاد خونمون و کلی با هم بازی میکنین و در آخر هم لحظه ی رفتن



اینجا هم جای همیشگی شما در آشپزخانه ...

و چند تا عکس جا مونده از زمانیکه هوا گرم بود و میرفتیم باغ عمو سیروس و کلی بازی و آب تنی...



وقتی هم برگشتیم این مدلی بیهوش شدی

اسب سواری
البته اینجا تب داشتی به خاطر سرما خوردگی
ولی ما وقتی سرما میخوری زودی نمیبریمت دکتر چون دکترای ایران متاسفانه سریع آنتی بیوتیک تجویز میکنن البته بعضی هاشون
که شما هم به آنتی بیوتیک حساسیت داری البته دکتر بهمون گفته در مواقع ضروری باید استفاده کنه ولی همراه با اون هیدروکسیزین بخوری چون بدنت فقط کهیر میزنه گفتن که حساسیت شدید نیست.دیگه نمیدونم والا
دکتر خودت که خییییییلی خوبه من راضیم ازش اصلا تو کار داروهای الکی و انتی بیوتیک که اصلا حرفشو نزن
نیستمیگه تا بچه سرما میخوره و تب میکنه همون روز اول دوم نیارینش مطب تا سه روز صبر کنید.اسمشم احمد مدنی

واااااااااای برای اولین بار پیتزای بیرون خوردی البته سوسیس و کالباس نداشتااااا ولی خب بازم بده دیگهههههه اشکال نداره حالا یه بار بود قول میدیم دیگه تکرار نشه تا کوچولو هستی.ببخش منو بابایی رو
هر چند خودت خیلی دوس داشتی.
ولی یه آفرین باید بهت بگم به خاطر اینکه نوشابه نمیخوری یه قلپ میخوری میگی ترشه تو هم اصلا چیزای ترش دوست نداری.همش میگی آب.

یه مدت پیشم واسه اولین بار رفتی پارک بادی آخه الان مناسب سن شما نیست چون کوچولویی هنوز عزیزم ولی چون هیچ کس نبود بردیمت بعداز اینکه ما رفتیم یه پسر کوچولوتر از شما هم اومد همین.ولی کلی کیف کردیاااااا



جدیدا سوار ماشین که میشی میزاریمت عقب که عادت کنی عقب بشینی چند روز پیش خودت خواستی که واست کمربندم ببندیم البته اینجا یه کم بی حالی فکر کنم خوابت میاد.




متفرقه... 


